خاطرات خانم طراح

9 سال پیش، روی چیزی که علاقه م بود، پافشاری کردم. و الان من یه طراحم:)

تبلیغات تبلیغات

پترو ه- تیک اول

کار با پتروشیمی جز ارزوهای من بوده همیشه. چون پول دارن واقعا و اذیتت نمیکنن. کارت رو هم زیرسوال نمیبرن. کارت هم اگه خوب باشه راحت باهات ادامه میدن برای پترو ه باید لباس چاپ میزدم. تعداد لباسا 300 تا بود. واقعا زیاد و سنگن بود. با میم دستگاهو اوردیم خونه و چاپ زدیم تو سه روز. کمرم درد میگرفتا... ولی لباسا رو ک اومد گرفت حالم خوب شد قشنگ:) همون لحظه کارت کشید و رفت. قشنگ خستگی م در رفت. همش گفتم خدایا شکرت.
برچسب‌ها: پتروشیمی
خاطرات خانم طراح ، ۱۴۰۳-۰۷-۱۷ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها